چه کشکی؟ چه پشمی؟(نظریه قدرت-وفای به عهد)
قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خودرا محكم گرفت.گفت:
اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و
تو همه گله را صاحب شوي.
نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم...
قدري پايين تر آمد.
وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:
اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟
آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دم.
وقتي كمي پايين تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان
دستمزد.
وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و
گفت
مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟
ما از هول خودمان يك غلطي كرديم
غلط زيادي كه جريمه ندارد
نکته:میزان پایبندی به قول وقرارها وعمل به تعهداتمان منعکس کننده اندازه وحدت وشدت توانائی وضعف ماست.
قدرت به عهدش وفادار است
ضعف با بهانه جوئی حقیرانه وناجوانمردانه بر سر حرف وپیمانش باقی نمی ماند.
(ما انسانها دارای دو نیروی خیر وشر هستیم.وقتی نفس ما را به سمت کارهای غیر اخلاقی ونا پسند سوق میدهد نیروی خیر در قالب وجدان به مقابله بر میخیزد.اما من بعنوان کسی که سالها به این مساله دقت کرده ام وانسانها را از این زاویه نگریسته ام فهمیده ام ما انسانها برای دور زدن نیروی بازدارنده وجدان وفرار از وجدان درد کارها واعمال غیر اخلاقی خودراتوجیه می کنیم.
توجیه جاده صاف کن نفس برای عدول از مرزهای اخلاق است.
توجیه فرایندی است که از طریق آن ما انسانها دلایل,توجیهات وانگیزه های محکمه پسند(در محکمه ای که خود هم یک طرف دعوائیم وقاضی نیز خود نفسانی ماست ومعلوم است نتیجه دادگاه چه میشود)برای خود می آوریم واقدامات مذموم خود را عقلانی ,ارزشی وانسانی جلوه میدهیم: چرا این کار را کردی ؟
-همه اینکار را میکنند .
-ما نکنیم یکی دیگه میکنه.
-حقش است.
عمل توجیه سازی مخصوصا هنگام زیر پا گذاشتن قرارها وتعهداتمان کاربرد حیاتی خود را نشان میدهد.. )
وفای به عهد یک" توانائی"است ویک ملاک مهم برای اندازه گیری میزان اقتدار شخصیمان.
در ضمن قول وقرار هایمان با خودمان جزو مهمترین تعهدات ما به شمار میآید..